سینه تنگ من و بار غم او هیهات مرد این بار گران نیست دل مسکینم
بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه مهر آیینم
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم
برچسب:
نویسنده: اشکان حکیمی