طبق نقشه باید سوار اتوبوس دوازده میشدم و نیم ساعت بعد میرسیدم...
یک هو به طرز خردمندانه و اورکانه گونه هی سوار اتوبوس یازده شدم...
بعد از زدن کارت فهمیدم که خاک وچوک...ذکاوتم به اشتباه خورده...
از سر خساست گفتم حالا که پولش رو دادم همین رو میرم و راهم رو پیدا میکنم...
حالا یک ساعته گذشته و من بعد از گذر از اقیانوسها و دره ها و بیابان های متعدد هنوز توی راهم و دارم پشت هم کارت میزنم و پول میدهم....
پناه بر تو از نواقص من :(
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19