ماجراهای دختر باهوش...

خرید بک لینک

طبق نقشه باید سوار اتوبوس دوازده میشدم و نیم ساعت بعد میرسیدم...

یک هو به طرز خردمندانه و اورکانه گونه هی سوار اتوبوس یازده شدم...

بعد از زدن کارت فهمیدم که خاک وچوک...ذکاوتم به اشتباه خورده...

از سر خساست گفتم حالا که پولش رو دادم همین رو میرم و راهم رو پیدا میکنم...

حالا یک ساعته گذشته و من بعد از گذر از اقیانوسها و دره ها و بیابان های متعدد هنوز توی راهم و دارم پشت هم کارت میزنم و پول میدهم....

پناه بر تو از نواقص من :(

هورمون و ذهن......

ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 6:27

صفحه بندی