نمی دانی ایکس جان...نمی دانی که شک بین عشق از سر باور و عشق از سر نیاز چه شک عظیم و کشنده ایست....
نمی دانی چه حقارت بزرگیست وقتی به دل خسته ات نهیب میزنی که خودت و مرا را گول نزن....تو هم مثل هر آدمی حریصانه و هوشمندانه به فکر خودت هستی نه به یاد او....
معشوق از تو بی نیاز است اما تو خودت را به حقارت بازی کودکانه ات نبر....
برچسب: داشتم ارام تا ارام جانی داشتم,
نویسنده: اشکان حکیمی