مثل پسر بچه ای که واستاده دم در و با پاش داره خاک رو زیر و رو میکنه....با چشماش محتاط و اروم این ور و اون ورو نگاه میکنه....
نگاه میکنه و دنبال یه چیزی مثل یه درد سر میگرده....
مثل وقتی که صدای مادرش از پنجره میاد که بیا بالا درست رو بخون....بیا بالا رفوزه میشی....
چه جوری میشه با همین یه جمله هر روز هر روز پسر بچه رو گول زد؟
چه جوری میشه بهش حق نداد؟
برچسب:
نویسنده: اشکان حکیمی