خرید بک لینک
لنگ ظهر از خواب پا شدم.....دیشب تا ۴ خوابم نبرد....هر شب همین بساطه....

پا شدم پلو پختم...خورش تو یخچال رو گرم کردم....

تا برنج بپزه گفتم اون پیاز گنده هایی که خریدم رو خورد کنم بذارم تو فریزر که خراب نشن.....خورد کردم و تا هسته ی مرکزی چشمام درد میکنه و میسوزه....

گوشت های گوساله رو پختم که این هفته لازم نباشه هی پای گاز واستم....

عصر رفتم بیرون و به هزار زور اون مرکز خرید رو بالاخره پیدا کردم....هیچ چی نداشت....اصلا بزرگ نبود....

دست از پا درازتر رفتم و کلی گوشت و ذرت و ... خریدم....

بعدم اومدم شیرینی های اماده پختی که خریده بودم رو گذاشتم توی مایکروفر و تا به خودم بیام بوی سوختگی کل واحد رو برداشته بود....

اگه یه روز قرار باشه با کسی ازدواج کنم بهش میگم که حتما باید اون سیر و پیازا رو خورد کنه....تو تمام کارای خونه داری چیزی منفور تر از پیاز خورد کردن سراغ ندارم.....باید همیشه هم مواظب باشه چون من دستم فقط به زیاد میره....گوشت زیاد میخرم...غذا زیاد میپزم....کار زیاد میکنم....زمان مایکروفر رو زیادی تنظیم میکنم.....خسته میشم اخر هفته ها....خیلی بیشتر از روزای هفته.....

برچسب: هفته, نویسنده: اشکان حکیمی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 1:45

صفحه بندی