خرید بک لینک

یادم اومد یه زمانی به دوستم گفته بودم به نظر من هر آدمی یه گوهر درونی داره که به خاطر اون بشه حداقل گاهی دوستش داشت...

مثلا ایکس اصلا ادم عمیقی نیست، خیلی وقتا هم اشتباه ادما رو به روشون میاره، یا حتی ممکنه از در که رد میشه در رو ول کنه تو صورت تو و حواسش نباشه اما خیلی خوش اخلاقه...شاید ازش بی توجهی ببینی اما اخم و تَخم نه...تو این دوره که همه این قدر فکر و ذکر دارن که خیلی وقتا زود از کوره در میرن، این خیلی ویژگی خوبیه...ایکس شنونده ی خوبی هم هست و وقتی باهاش حرف میزنی نمیفهمی دقیقا چه قدر زمان گذشته...

یا ایگرگ، همه میگن ایگرگ خدای اطلاعاته، اما به نظر من نیست، ذهن ایگرگ ذهن پیچیده ای نیست و برای همین نمیتونه خدای اطلاعات باشه، اما عوضش ایگرگ هرگز اشتباهات و نداشته های بقیه رو به روشون نمیاره، ایگرگ به شدت مبادی ادابه و به علاوه خیلی شعر و ادبیات دوست داره...ایگرگ توی چشماش یه اتیش روشن داره...ایگرگ دریای تناقضاته...

یا مثلا زد، زد خیلی مارمولکه، از چشماش هم میشه فهمید حجم کنجکاوی و زیرکیش رو و همین سبب میشه هر چیزی فقط تا زمانی که کنجکاوه براش ارزشمند باشه...و دقیقا به خاطر همین کنجکاوی، زد دریای اطلاعاته، زد دقیقا میدونه چی باید بگه که خلع سلاح بکنه هر کسی رو...زد هرگز رفیق امنی نمیتونه باشه اما میتونه تو رو مبهوت هوش و نکته سنجیش بکنه....زد شبیه یه اتیشه که اگر تو فاصله مناسبی ازش وایستی گرم میشی تو زمهریر دنیا، اما هرگز هرگز نباید بهش نزدیک بشی..زد میتونه وجود تو رو بازیچه ی شعله های سرکشش بکنه...وقتی که از زد دور بشی هوا سرد میشه مگه این که به یه اتیش دیگه نزدیک بشی...


پ.ن. شبیه همین پست رو میشه بدون نام برای دوستای وبلاگی هم بنویسم...

پ.ن. متنفرم ازین که تو ساعات کاری بیام پست بذارم اما جدیدا ها خیلی ول شدم...


برچسب: آدم ها,ادم های,ادمهای چاق,آدم های کوتوله,آدمهای ساده را دوست دارم,آدم های خوب,ادمهای عجیب غریب,آدمها شبیه وبلاگشان نیستند, نویسنده: اشکان حکیمی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:11

صفحه بندی