روزهایی که امید دیدار او را نداشتم، دلم خالی بود.
نمی دانستم چگونه وقت خود را پر کنم.
هر آن منتظرش بودم.
در خیابانهایی که هرگز در آن آمد و شد نداشت، در ساعاتی که صریحاً میدانستم مشغول کار است.
در خانههایی که اصلاً صاحبان آنها را نمیشناخت، همیشه منتظرش بودم...
چشمهایش نوشته بزرگ علوی
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26