خرید بک لینک

تابستون که میشه...

باید یه بغل کتابای روشن و قشنگ و شاعرانه داشته باشی برای عصر...

ورداری بری تو باغ وسط علفا بشینی و کتاب بخونی....

بوی علف رو نفس بکشی و صدای جیرجیرکا رو گوش بدی....

بعد دراز بکشی و میوه هایی که روی لپشون یه ذره رنگ زده رو ببینی و نور ملایم خورشید از لای برگای درختا بخوره به صورتت....

صدای به هم خوردن برگای درخت رو توی باد بشنوی و چشمات رو ببندی و به رویاهات فکر کنی....

کتاب رو روی قلبت فشار بدی و دلت قرص و پر از ارامش باشه که بهترین ها در راهن....

برچسب: نویسنده: اشکان حکیمی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 18:27

صفحه بندی