و برای هر کردوم ازینها بارها و بارها تاوان دادم....
همیشه فک میکردم اگه بر اساس معیارهای خودم فکر کنم و تصمیم بگیرم و تلاش کنم دیگه همه چی حله....
همیشه فک میکردم اگه روراست باشم و به اندازه کافی خوب باشم دیگه همه چی حله...
همیشه فک میکردم اگه اون جایی که لازمه بذارم دلم خودش راهش رو پیدا کنه حتما درسته و همه چی حله...
شاید الان و این سن و زمان, وقت خوبی برای نتیجه گیری نیست...
بارها شنیدیم که هر چیزی به وقتش اتفاق میفته و هر اصراری قبل و بعد اون بی فایده است...
اگه بخوام این رو بپذیرم به این نتیجه میرسم که این سال ها وقت هیچ چیز نبود....
نه وقت چیدن میوه ی تلاش....
نه وقت رسیدن به اب خنک با پاهای خسته...
نه بودن اون که فایده ای نداره چون خیلی وقته که وقتش گذشته....
شاید همیشه هم سادگی و روراستی خوب نیست....
شاید قرار نیست هیچ چیز این زندگی به سرانجام برسه....
برچسب:
نویسنده: اشکان حکیمی