۱. طبقه بالا یه گروه دختر و پسر جمع شدن همه تو یه واحد و د به اواز خوندن و اهنگ و بپر بپر و ....تمام خوابگاه رو سرشونه...اون وقت ما واحدمون سه نفره است و صدای پشه هم در نمیاد حتی...
۲. من اینقدر امروز خوابیدم که وقتی پا شدم نمیدونستم کی ام...کجام...تو چه زمانی ام....
۳. امشب که رفته بودم شام...سر میز...این ور و اون ور....پر بود از ادمایی که یه زمانی برای من مهم بودن....اما امشب هیچ چی نبودن....همه جا خالی بود....
۴. دیریست که دلدار پیامی نفرستاد...
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5