خرید بک لینک

محبوب من, در حالت تب و سرماخوردگی, یک هلوی گنده که چسبیده بود به ته یخچال و یخ زده بود را وحشیانه گاز زده ام و حالا رگ های دندان هایم میپرد و تمام مجاری گوارشیم یخ زده و معده ام درد میکند و دلم میسوزد و فکری توی سرم وول میخورد...

چندین شب پیش گذارم به لب دریا افتاد و دیدم که شب ها پسرکی لب دریا گیتار میزند و جمعی گوشه و کنار مینشینند و محو تصویر ماه روی سطح دریا میشوند...

دیدم که اتشی کنار دریا روشن بود....

دیدم که پسرکی قایق بادی اش را انداخته بود توی دریا و میرفت که محو دریا بشود در دل شب...

پس جوانی ما چه میشود محبوب من؟

تا کی زیر بار استرس ددلاین ها, تا کی زیر بار روابط جدی و مودبانه و خط کشی شده با ادم ها سر کنیم محبوب من؟

کی حصار کوچکمان آن قدر امن میشود که هر اتفاق و خبر و اشوبی, قرارمان را به هم نریزد؟


برچسب: نویسنده: اشکان حکیمی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 20:36

صفحه بندی