قبلا گفته بودم که هر وقت خواستم چیزی به ایران بفرستم هزار مسئله پیش امد...
این بار کسی به پیشنهاد خودش قرار شد دامن زیبای حریر البالویی که برای مادرم خریده بودم و ساعت دیواری زیبایی که برای منزل جدید خواهرم خریده بودم را برایم ببرد ایران...1 ماه گذشته و طرف به من گفته وسایلت فعلا گم شده...
چه قدر منتظر مانده بودم تا ان دامن های حریر تخفیف بخورد که وسعم برسد و برای مادرم بخرم...
دلم ریش ریش است...
برچسب:
نویسنده: اشکان حکیمی