آدما نیاز دارن با هم درد دل کنن...گاهی سفره ی دلشون رو برای هم باز کنن....
تو هم میخوای شنونده ی خوبی باشی...راهکار پیدا کنی برای کسی که روی حرف زدن با تو حساب کرده...
تو با شیوه ی تحلیلت در مورد مشکل فرد مقابل و راهکار دادنت بخشی از شخصیت و باورهای خودت رو برای طرف رو میکنی و این یعنی خودت رو در معرض یه قضاوت قرار میدی...از خودت تو حافظه ی طرف ردپا میذاری...
برای ارامش دادن بهش بخشی از تجاربی که دوست نداری یادت بیاد یا دوست نداری کسی بدونه رو رو میکنی...
و در مقابل، اون آدم چون در لحظه ی استیصال بخشی از مسائل و مشکلات شخصیش رو برای تو رو کرده، همیشه واهمه داره که تو در موردش قضاوت نکنی یا بازگو نکنی رازش رو...انگار همیشه در برابر تو یه سپر و زره پنهان برای دفاع از خودش داره...
تو برای کمک به هم نوعت، خطر میکنی...
تو ناگزیری....
برچسب:
نویسنده: اشکان حکیمی