
یکی اومد از یکی دیگه تعریف کنه... گفت ایشون اینقدر خانوما به سمتش کشش دارن و دورش پر از دختره که من مطمئنم هر کی جز این بود عفت رو رعایت نمیکرد... من اومدم با نمک باشم گفتم پس بعد از یوسف و اب سیرین ک...
ادامه مطلب
امشب شب عجیبی بود... با زوج ایرانی همسفر و دو تا دوست شیرازی رفتیم سوشی خوردیم... بعد اون زوج ما رو به چای دارچین دعوت کردن خونه شون... اهنگ بندری گذاشته بودن...چای و باقلوا میخوردیم...ورق بازی میکردیم....ظرف تخمه رو میچرخوندیم...برامون فالوده شیرازی درست کردن...با اون دوست سر اهنگای اندی و بشکن زدن...
ادامه مطلب
وارد کشوری بشی که باورت بر اینه که حداقل شهرای حاشیه کشور و دور از پایتختش کم امکانات تر از پایتخت خودت باشن اما ببینی متروی تمام شهرها منظم و برقرار هست و بفهمی که تصویر کلی هر کشوری رو رفتار مردمش و زیرساخت های شهریش معلوم میکنه و این بخش دنیا بیشتر تو فرهنگ مردمش مشکل داره وگرنه از لحاظ زیرساختی ...
ادامه مطلب
در چشمِ روزِ خسته خزیده است رویای گنگ و تیرهٔ خوابی... اکنون دوباره باید از این راه تنها، به سوی خانه شتابی... تا سایهٔ سیاه تو ، این سان پیوسته در کنار تو باشد هرگز گمان مبر که در آنجا چشمی به انتظار تو باشد… گویی که می تپد دل ظلمت در آن اتاق کوچک غمگین شب می خزد چو مار سیاهی بر پرده های نازک رنگین تو خسته چون پرندهٔ پیری رو می کنی به گرمی بستر با پلک های بستهٔ لرزان سر می نهی به سینهٔ دفتر احساس می کنی که دریغ است با درد خود اگر بستیزی می بویی آن شکوفهٔ غم را تا شعر تازه ای بنویسی.... پ.ن. شعر به یاد فروغ نوشته شده و ربطی به عکس ندارد چندان.... ادامه مطلب...
ادامه مطلب