
با فرض اینکه فردا دو تا از کارای مهم انجام بشن... میمونه دو تا کار استرس اور برای هفته اینده...xa0 بعد ازون میمونه دو تا کار اداری و اینترنتی که اگه اخر هفته انجام بدم مثلا... اون وقت دو تا از مهم ترین کارا رو هم حواله تقدیر کنم فعلا... بعدم چمدونم رو ببندم و برم عروسی دایی اگه برسم... همینم کم مونده این وسط خودمم عروسی کنم که دیگه قشنگ از خستگی و استرس بمیرم... ...
ادامه مطلب
تو آدمو میچلونی...میکوبی...له میکنی...میخندی...گریه میکنه....دیوونه میشه....باز له میکنی...باز راه میری و توی بی خبریت له میکنی...اون اشکاشو پاک میکنه یادش میره چون به نفعشه که یادش بره....زمان میگذره...
ادامه مطلب
یه بار روز اول پریود رفته بودم اتاق یکی از استادا...نمیدونم چی شد که دهنم باز شد به اه و ناله که به پیر و پیغمبر ما تروریست نیستیم چرا ترامپ ما رو گذاشته جز اون 7 کشوری که ویزا نمیدن بهشون....از استاد دلداری دادن و از من قانع نشدن.... امروز روز اخر پریود بود...اتاق یکی از استادا بودم....اشکام میریخت و گفتم استاد بین تنهایی و بودن با ادمی که نمیدونی دوستش داری یا نه باید کدومو انتخاب کنی؟ استاد تم...
ادامه مطلب
اگه ادم عاقلی باشم و بخوام که مفید زندگی کنم.... ۱. دایره ی لغات انگلیسیت رو بالا ببر. چه جوریش رو نمیدونم :-| ۲. هر عصر حرکات کششی با اسورکیت رو انجام بده. زیر انداز ورزشیت خاک میخوره. ۳. معنای کامل قران و نهج البلاغه رو بخون. دم غروب, کنار باغچه....ترجیحا.... ۴. حرف مردم رو نزن. جایی که حرف مردم رو میزنن یا راز مردم رو برملا میکنن نمون. حقیر نباش. ۵. با همه باش و با هیچ کس نباش... ...
ادامه مطلب
دو تا چیز در ارتباط با آدما من رو گیج میکنه....یکی بلوف زدن یا کلاس گذاشتن....اخه اگه واقعا یه چیزی داری که از داشتنش خوشحالی باید حبسش کنی تو دلت که تا عمق وجودت شیرین بشه از داشتنش....چه نیازی هست که به بقیه بگی....چه نیازی هست که وقتی دوستت رو بعد از ۸ سال میبینی هی جلوش گوشیت رو برداری زنگ بزنی ...
ادامه مطلب
در میانه ی سفر...در بی خوابی شبهای بندر...از نکات چشمگیر سفری که به جزایر جنوبی وطن داشتیم مینویسم... ازینکه قاعدتا من جدی و خجالتی خیلی عوض شده ام که توی مغازه ها کلی با مغازه دارها وارد بحث و چانه و شوخی میشوم و بعد میشنوم که مادرجان متذکر میشوند که زیاد خندیدن برای زن در برابر مرد غریبه خوب نیست و میخواهم بگویم نمیدانی چه اندازه برای من غنیمت است بودن در بین ادمهایی با فرهنگ و زبان شبیه خودم...با شوخی های قابل فهم و خنده های رها.... از خانواده جنوبی که امشب مهمانشان هستیم و چه قدر برایم عحیب ...
ادامه مطلب
ببین جان من، یک چیزهایی قوانین طبیعت بشریت هست و تو نمیتوانی این قدر کنترل گر یا قدرتمند باشی که آنها را عوض کنی... یکی از این قوانین این است که اگرچه تو میتوانی آن لحظه که غم صبوریت را به باد میدهد، سر به شانه ی هم نوعی بگذاری و دانه دانه بی صبری هایت را به زبان xa0بیاوری، شاید دلت سبک بشود..شاید گره ذهنت باز بشود اما هرگز هرگز حق نداری و نمیتوانی که جلوی قضاوت و نظر دیگران را بگیری....تو نمی توانی جلوی ترحم و دل سوزی دیگران را بگیری....تو نمی توانی حافظه ی دیگران را پاک کنی....تو نمی توانی وقت...
ادامه مطلب
امشب برای اولین بار در زندگی این بشر، میرزا قاسمی طبخ میشود... وه که چه شور و هیجانی به پاست... ...
ادامه مطلب
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجر...
ادامه مطلب
۱. ما در طول تاریخ یا شکارچی بودیم و یا جنگ جو.... هدف یک شکارچی خیلی وقتا اینه که فقط شکار رو بزنه...اما ازش استفاده نمیکنه.... ۲. شکارچی ها فقط میخوان تست کنن که آیا میتونن بهترین ها رو داشته باشن یا نه....همین که مطئن بشن میتونن, پیروزن و تمومه قصه....شکارچی ها یه روز توی زندگی له شدن که امروز بال بال میزنن برای اثبات خودشون....شکارچی ها از حال دل خسته ی خودشون بی خبرن.... ۳. تا وقتی معمایی جذابی...حل که بشی تمومه.......
ادامه مطلب